رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
180
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
--> - مطابق خلاصة التواريخ ، ص a 391 و تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 354 كمى پيش از مرگ حمزه ميرزا ، حاكم كرمان بهنام بكتاش خان عمال شاهزاده را از يزد بيرون كرد و شهر را به تصرف درآورد . دربارهء يكى از وزراى يزد در دورهء شاه محمد رجوع شود به خلاصة التواريخ ص a 310 ؛ جامع مفيدى ، جلد سوم ، قسمت اول ، ص a 142 . - مطابق هفت اقليم جلد سوم ، ص 67 « وزارت هفت سالهء يزد و ابرقوه و بيابانك » پس از مرگ قزاقخان ( يا بهتر بگوئيم پس از عزل وى در خراسان در سال 972 ) به وزير پيشين قزاق خان داده شد . اين شايستهء توجه است كه مؤلف جامع مفيدى از اين مطلب به كلى بىخبر مانده است . - خلاصة التواريخ ، ص b 278 ؛ مطابق تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 227 خوار و سمنان در تقسيم ايالات بعد از جلوس شاه محمد بر تخت سلطنت به شاهويردى سلطان بيت اغلى رسيد كه باز هم حكومت را در دست داشت ( رجوع شود به تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 365 ) . يادداشت مترجم : در صفحهء 227 عالمآراى عباسى نام شاهقلى سلطان بيتاغلى ذو القدر آمده است نه شاهويردى . - خلاصة التواريخ ، ص b 296 و بعد از آن : سمنان و طالقان باز به امرا داده شد ؛ ابتداى سال 990 ( - ابتداى سال 1582 م . ) همچنين از يك « مير الكاى خوار » ياد شده است ( خلاصة التواريخ ، ص a 311 ، a 331 ) - براى موقع اين محل رجوع شود به تاريخ حيدرى ، ص b 577 : « . . . نواحى ساوعبلاغ ( عينا ! ) كه به قزوين يك روز راه كاروان است » . خلاصة السير ( ص b 82 ) ضمن وقايع سال 1042 ( - 1633 م . ) گزارش مىدهد كه شاه ميل كرد در « مخور كه قورق ايلخىهاى خاصهء شريفه است » و در اطراف رى ، شهريار و ساوخبلاغ قرار دارد به شكار بپردازد . - خلاصة التواريخ ، ص b 405 : « . . . و الكاى قزوين و ساوخبلاغ بعضى به خاصهء شريفه مخصوص داشته بيشترى به قورچيان شفقت كردند » . در سال بعد دو تن از غلامان قبلى حمزه ميرزا در داروغگىهاى ( و نه در حكومتهاى ! ) قزوين و كاشان مورد تأييد قرار مىگيرند ( خلاصة التواريخ ، ص b 413 ) . - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 399 . - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 418 . - خلاصة التواريخ ، ص a 405 . - از سال 1013 ( - 5 - 1604 م . ) يزد و كاشان تا چند سال زير نظر يك وزير مشترك اداره مىشد ( رجوع شود به جامع مفيدى ، جلد سوم ، قسمت اول ، ص b 149 و بعد از آن ) . - بلافاصله پس از قتل مرشد قلى خان كه اصفهان تيول وى بود شاه عباس يك نفر داروغه بدانجا فرستاد ( مطابق عالمآراى عباسى ، ص 401 ) . - خلاصة التواريخ ، ص a 424 : شهر كرمان و « بعضى از محال آن ، مانند خبيص » -